جوانمرگی، مهم‌ترین عارضه مطبوعات ایران

تاریخ انتشار : سه شنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۶

در ادامه سلسله نشست‌هایی که اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر تهران در حوزه تهران‌شناسی و تهران‌پژوهی برگزار می‌کند، برنامه آذرماه این سلسله نشست‌ها به‌مناسبت چهارمین سالروز درگذشت دکتر کاظم معتمدنژاد، «تهران در بستر مطبوعات» نام گرفته بود؛ برنامه‌ای که بیشتر یادبودی بود برای استادِ پیشکسوت رسانه و ارتباطاتِ ایران.

نام معتمد نژاد ؛ مایه اعتبار ما

در این نشست هادی خانیکی، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در سخنانی، گفت: این سرمایه‌ها هستند که به ما اعتبار، هویت و تشخص می‌دهند و از داشته‌های ما محسوب می‌شوند؛ به‌همین خاطر اگر نامی از افرادی همچون زنده‌یاد کاظم معتمدنژاد برده می‌شود به‌خاطر نیاز خودمان است که بتوانیم به داشته‌هایمان بیفزاییم. او با اشاره به چهارمین سالروز درگذشت زنده‌یاد کاظم معتمدنژاد که به‌عنوان پدر علم ارتباطات از او یاد می‌شود، خاطرنشان کرد: یاد دکتر معتمدنژاد ما را زنده نگه می‌دارد، اما امروز تنها به‌خاطر بزرگداشت ایشان دور هم جمع نشده‌ایم، بلکه گردهم آماده‌ایم تا به آنچه او اهمیت می‌داد، بپردازیم. یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های ایشان تا آخرین لحظات، توسعه ایران بود که ذیل آن توسعه ارتباطات و مطبوعات قرار می‌گرفت.

این استاد ارتباطات ضمن ارائه توضیحاتی، با اشاره به آخرین آماری که درباره انتشار نشریات مجوزدار اعلام شده است، جوانمرگی را از مهم‌ترین عارضه‌های مطبوعات ایران دانست و اظهار کرد: طبق آخرین آمار تقریبا نیمی از مجوزها هنوز امکان انتشار پیدا نکرده‌اند. البته به‌طورکلی می‌توان گفت که بسیاری از این متغیرها در دوران پس از انقلاب بهبود پیدا کرده‌اند و در دوره‌های همانند انقلاب، دفاع مقدس و اصلاحات تقاضا بیشتر از عرضه شده بود و برای خرید مطبوعات صف تشکیل می‌شد.خانیکی با اشاره به تغییراتی که در فضای رسانه‌ای ایجاد شده است، بیان کرد: در شرایط امروز، نوع جدیدی از روزنامه‌نگاری جای خودش را در مطبوعات تهران باز کرده است و آن روزنامه‌نگاری اجتماعی است که فقط به تهران اختصاص ندارد. روزنامه‌نگاری کنش‌گری، صلح، راه‌حل‌گرا، کودکان، جوانان، زنان و محلی در شرایط کنونی نیز درحال گسترش هستند.

تهران‌زدگی؛ پدیده امروز جامعه

در بخش دیگری از این مراسم، احمد مسجد‌جامعی با ذکر خاطراتی از کاظم معتمد‌نژاد، گفت: ما دچار نوعی تهران‌زدگی شده‌ایم؛ این تهران‌زدگی حتی در خود تهران نیز دیده می‌شود. به‌گونه‌ای که الگوهای توسعه‌ای یکسانی برای مناطق مختلف تهران در نظر گرفته می‌شود، درحالی‌که مناطق مختلف تهران حتی از نظر طبیعت هم شرایط یکسانی ندارند.

او همچنین به شرایط نشریات محلی اشاره و اظهار کرد: نشریات محلی ما اغلب الگوی ملی مطبوعات و اخبار ملی را درج می‌کنند. در‌حالی‌که رسالت نشریات محلی باید متفاوت باشد و نسبت به شرایط آن محله اخبار تهیه شود. نه آنکه همان اخباری که در رسانه‌های سراسری منتشر می‌شوند را تکرار کنند. نشریات محلی می‌توانند حتی گویش‌های محلی خودشان را منعکس کنند و بسیار هم می‌توانند تأثیرگذار باشند.

تهران، مطبوعات، افسوس

در ادامه این مراسم، سیدفرید قاسمی با بیان اینکه نام معتمدنژاد یادآور صبوری، بردباری، اخلاق نیکو و استمرار است، گفت: تهران و مطبوعات را می‌توان از سه منظر تهران در مطبوعات، مطبوعات تهران و تهران مطبوعاتی مورد بررسی قرار داد. تهران در مطبوعات موضوع بسیاری وسیعی است. افزون‌بر روزنامه‌ها و مجلات چاپ تهران در نشریه‌های دیگر شهرهای درون‌مرزی و برون‌مرزی درباره شهر تهران مطالبی منتشر شده است که امیدواریم روزی یک بانک اطلاعات از این مطالب فراهم آورند تا گنجینه‌ای برای روزنامه‌نگاران، پژوهشگران، سیاستمداران و مدیران شهری باشد.

او با بیان اینکه مطبوعات چاپی تهران ۱۸۱ سال پیشینه دارد، خاطرنشان کرد: روزنامه‌نگاری ایرانی در خیابان ۱۵ خرداد متولد شد. البته ساخت‌و‌ساز مداوم و کارهای بی‌رویه که در طول تاریخ در شهر انجام شد باعث شده که ما محل دقیق چاپ اولین نشریه ایران را نتوانیم تشخیص بدهیم.

او با اشاره به تهران مطبوعاتی، خاطرنشان کرد: هر ۲۲ منطقه تهران در نسبت با روزنامه‌نگاری باید مورد بررسی قرار داده شوند. شاید بسیاری بگویند که مناطق ۲۱ و ۲۲ نوپدید هستند و نسبتی با مطبوعات ندارند؛ اما این نسبت را باید در تهرانسر، پیکان‌شهر، ورزشگاه آزادی و شهرک المپیک ببینیم که پیش از تعیین این حدود وجود داشته‌اند. برای ما خیابان ۱۵ خرداد محل تولد اولین روزنامه، میدان ارگ اولین دفتر رسمی روزنامه در ایران و بازار کهنه نزدیک چهارسوق محل اولین روزنامه‌فروشی‌های ایران است.

قاسمی بهترین منبع برای مطالعه زبان مردم تهران در دوره قاجار را مرور نشریات آن دوره برشمرد و گفت: خیابان لاله‌زار در تهران به‌عنوان زادگاه آموزش روزنامه‌نگاری در ایران می‌شناسیم. چراکه اولین کلاس‌ها در اولین آموزشگاه روزنامه‌نگاری در این خیابان تشکیل شد. بسیاری دیگر از خیابان‌های تهران برای ما معنای روزنامه‌نگاری و مطبوعات دارد. میدان بهارستان ما را به رونق روزنامه‌نگاری دهه ۲۰ و خیابان انقلاب به سال‌های ۵۷ تا ۶۰ می‌برد. هر گوشه از حوالی خیابان انقلاب برای ما نشان مطبوعاتی دارد. البته این تهران‌گردی برای ما پر از آه و افسوس است. به‌عنوان مثال گذر از کنار چاپخانه رنگین که محل چاپ بسیاری از روزنامه‌ها و نشریات بود، مخروبه شده است و امیدواریم که کاربری مرتبط پیدا کند.

آزادی بیان؛ دغدغه اصلی معتمد‌نژاد

احمد میرعابدینی، استاد ارتباطات هم در این نشست، در سخنانی با اشاره به چهارمین سالروز درگذشت زنده‌یاد کاظم معتمدنژاد، گفت: حضور من در این مراسم بیشتر جنبه نمادین دارد؛ نماد کسی که همواره همراه ایشان بوده است. امروز تصمیم گرفتم که در این مراسم درباره موضوعی صحبت کنم که بسیار مورد توجه دکتر معتمدنژاد بود؛ فضای آزادی بیان جزو موضوعاتی بود که همواره مورد تأکید ایشان بود.

او ادامه داد: معتقدم که مطبوعات تهران در این سال‌ها بسیار بالیده‌اند. با وجود شرایط موجود که بقای مطبوعات بسیار سخت و حساس است دوستان روزنامه‌نگار تمام تلاش خود را می‌کنند تا کارشان را به بهترین نحو انجام دهند و این موضوع شایسته قدردانی است. این بالندگی تا حد زیادی به تلاش خود روزنامه‌نگاران و از سوی دیگر به اساتیدی همچون دکتر معتمدنژاد وابسته است.

این استاد ارتباطات خاطرنشان کرد: با توجه به تجربیاتی که از رفتن به شهرهای دیگر داشته‌ام، معتقدم که تهران و مطبوعات این شهر همواره الگوی شهرهای دیگر بوده و هست. امروز ما مطبوعات خواندنی و نویسندگان خوب در تهران زیاد داریم که باید فضای مناسب آزادی برای آنها مورد توجه قرار بگیرد. ما شاهد تغییرات مهمی در فضای مطبوعات هستیم که آن را بیشتر به تکنولوژی‌ها و فناوری‌های ارتباطی منتسب می‌کنند. دکتر معتمدنژاد در تمام سال‌های فعالیت بر مهم‌ترین مسئله‌ای که تأکید داشت و اغلب در آثار خود به این موضوع نیز اشاره کرده است، وجود فضای آزادی بیان است.

آموزش فروتنی

سید‌محمود دعایی، مدیرمسئول روزنامه «اطلاعات» هم در این مراسم در سخنانی کوتاه، با گرامیداشت یاد و خاطره کاظم معتمدنژاد، اظهار کرد: امروز سالروز مرد نازنینی است که همه افتخار داشتیم که از برکات وجود ایشان بهره ببریم. آقای معتمدنژاد به تناوب قدم روی چشم ما می‌گذاشتند و به روزنامه «اطلاعات» می‌آمدند و ما را از دانش خودشان بهره‌مند می‌کردند و به ما آموزش انسانی و فروتنی می‌دادند.